روايتی خواندنی از پشت صحنه رفت و آمد‎های ديپلماتيک و تشریفات

حاشیه های جذاب تشریفات ایرانی
می 16, 2018
معرفی کتاب اصول و آداب تشريفات نوشته احمد يحيايی ايله‌ای
می 30, 2018

روايتی خواندنی از پشت صحنه رفت و آمد‎های ديپلماتيک و تشریفات

محمد جواد ظریف و فدریکا موگرینی

تا قبل از دوره آقاي خاتمي، سفير وقتي مي‎خواست استوارنامه خود را تقديم رئيس‎جمهوري کند، بايد پنج دقيقه به‎صورت ايستاده با رئيس‎جمهور صحبت مي‎کرد و اجازه نداشت بنشيند. اما از زمان آقاي خاتمي، اين اجازه به سفراي خارجي، به‎عنوان يک انسان مستقل از ‎شأن نمايندگي داده شد تا بتوانند در کنار رئيس‎جمهور بنشينند و اين در هيچ کجاي دنيا مرسوم نيست.
به گزارش فرهنگ نیوز ، رعايت قواعد برخورد، در روابط بين انسان‎ها از اهميت بالايي برخوردار است. هنگامي که اين دو انسان به‎عنوان نمايندگان دو کشور با يکديگر ملاقات داشته باشند، اين موضوع اهميت دو چنداني مي‎يابد. اتفاقات سال‎‎هاي اخير در آداب ديپلماتيک کشورمان ما را بر آن داشت تا گفت‌وگويي با استاد بيدارمغز داشته باشيم. سال‎ها تجربه در بحث تشريفات و آداب ديپلماتيک و تاليف چندين جلد کتاب ايشان را به‎عنوان فردي تراز اول در اين موضوع، در جهان و نه تنها ايران قرار داده است. آنچه در ادامه مي‎آيد گفت‌وگوي اختصاصی هفته‌ نامه پنجره با ايشان است که در اختیار فرهنگ نیوز قرار گرفته است.
براي شروع بحث بفرمائيد آيا رعايت تشريفات و آداب ديپلماتيک امري پسنديده است يا تشريفات چيزي در حد تزئينات است؟
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، به‎دليل اينکه اين انقلاب، يک حرکت ضداستکباري بود، ما تحولاتي را در همه زمينه‎ها داشتيم. از جمله اين تحولات، رفتار و روابط خارجي ما و قالب‎‎هاي حاکم بر اين‎روابط بود. انسان يک موجود اجتماعي است و روابط ما با ديگران، بخش مهمي از زندگي روزمره ما به حساب مي‎آيد. موضوع مورد گفت‌وگوي ما، بحث روابط بين‎المللي با انسان‎‎هاي ديگر است. حال اين ‎روابط ممکن است با نمايندگان مجالس، ساير سياستمداران، خبرنگاران و حتي گردشگران خارجي شکل گرفته باشد. يعني سر و کار ما با انسان‎هاست.
تا قبل از انقلاب، قالبي که بر روابط ما حاکم بود، قالب استکباري بود. به همين دليل هم بعد از انقلاب گفتيم تشريفات نباشد. تصور بر اين بود که تشريفات، تنها تشريفات درباري و مسائل مربوط به نوشيدن مشروبات الکلي در ميهماني‎هاست و لذا با توجه به اينکه در انقلاب، هر دوي اين مسائل کنار گذاشته شده بودند، پس تشريفات هم لزومي نداشت. بر همين اساس، اولين واکنش ما اين بود که تشريفات حذف شود. با کنار گذاشتن تشريفات، عملا رفتار ما بدون قالب شد. آنچه را که خودمان مطلوب مي‎دانستيم، در رفتار داخلي و خارجي حاکم کرديم. اين مسئله در داخل خيلي مشکل‎ساز نبود، اما در رفتار و تعاملات خارجي، تفاوت‎‎هاي زيادي وجود داشت که همين تفاوت‎‎ها مشکل‎ساز مي‎شد. به‎عنوان مثال، در مذاکرات بين‎المللي شما نمي‎توانيد به طرف مقابل بگوييد با اجازه شما. چون شما نماينده يک کشور حاکم هستيد و نبايد از نماينده يک کشور ديگر اجازه بگيريد. هم‎چنين شما اجازه نداريد از طرف مقابل عذرخواهي کنيد، چون شما نماينده کشور و مردم خود هستيد و به هيچ عنوان نمي‎توانيد عذرخواهي کنيد. تنها عبارتي که حق استفاده از آن را داريد، اين است که «من متاسفم». بعد از گذشت مدتي، به اين نتيجه رسيديم که مسائلي غير از آن مواردي که در تشريفات مدنظر ما بود، در روابط خارجي وجود دارد. اساس کار ما بر حسن خلق است که در اسلام و به‎ويژه در مکتب اهل بيت (عليهم السلام) مورد تاکيد قرار گرفته. در اينجا استثنائاتي بر قاعده اصلي وجود دارد. يعني فردي که به‎عنوان نماينده کشور خود در جايي حضور پيدا مي‎کند،‎ شأن و جايگاه خاصي دارد که به‎دليل اين ‎شأن خاص، بايد يک سري قواعد و ضوابط درباره او رعايت شود. از اين استثنائات، تحت عنوان «عمل متقابل» ياد مي‎شود. يعني با نماينده کشور ديگر بايد به‎گونه‎اي رفتار شود که ‎شأن او حفظ گردد و اين ‎شأن هم ناشي از نمايندگي کشور است و نه ويژگي‎‎هاي شخصي فرد نماينده. مثلا اگر يک وزير خارجه به کشور وارد مي‎شود، بايد با ماشين بنز تشريفات به استقبال او رفت و نوع برخورد و استقبال از وي، با استقبال از توريست‎ها بسيار متفاوت است. براساس اصل عمل متقابل هم، در روابط خارجي هرگونه که شما با ديگران رفتار کنيد، با شما همان‎ گونه رفتار خواهد شد.
در زمان شاه، رسم بر اين بود سُفرايي که مي‎خواستند به ديدار شاه بروند، بايد در سه جا به شاه تعظيم مي‎کردند. به‎نظر شما اين نوع تشريفات صحيح بود يا اينکه ما کار درستي انجام داديم که اين نوع آداب را کنار گذاشتيم؟ مثلا در دوره آقاي خاتمي، ايشان اجازه دادند سفراي خارجي در کنارشان بنشينند.

بخشي از اين مسائل در اختيار ماست و بخشي ديگر در صحنه بين‎المللي وجود دارد و تحت کنترل ما نيست. موردي که شما اشاره کرديد، بعد از انقلاب با توجه به اينکه تعظيم در برابر غير خدا حرام بود، ما خودمان لزوم تعظيم سفرا در مقابل رئيس‎جمهورمان را حذف کرديم و هيچ الزامي هم در اين زمينه نداشتيم. کما اينکه سفراي ما در برخي کشور‎ها ملزم به رعايت مقررات آن کشور هستند. از اين مقررات، تحت عنوان «نزاکت» ياد مي‎شود که کشور‎ها براي خودشان ايجاد کرده‎اند و نماينده‎اي که مي‎خواهد در آن کشور به فعاليت بپردازد، بايد به اين نزاکت التزام داشته باشد.

مثلا تا قبل از دوره رياست‎جمهوري آقاي خاتمي، که البته سال دقيق آن در خاطرم نيست، سفير وقتي مي‎خواست استوارنامه خود را تقديم رئيس‎جمهوري کند، بايد پنج دقيقه به‎صورت ايستاده با رئيس‎جمهور صحبت مي‎کرد و اجازه نداشت بنشيند. اما از زمان رياست‎جمهوري آقاي خاتمي، اين اجازه به سفراي خارجي، به‎عنوان يک انسان مستقل از ‎شأن نمايندگي داده شد تا بتوانند در کنار رئيس‎جمهور بنشينند. اين در هيچ کجاي دنيا مرسوم نيست که سفير در کنار رئيس‎جمهور کشور ميزبان بنشيند.

نوع برگزاري جلسه براي تقديم استوارنامه سفيران به چه شکلي است؟ آيا مانند ايران، سفرا يک به يک به حضور رئيس‎جمهور مي‎رسند؟

در برخي کشور‎ها به اين شکل است که چند تن از سفرا با هم به حضور رئيس‎جمهور مي‎رسند، اما قاعده صحيح اين است که سفراي خارجي تک‎تک استوارنامه خود را تقديم رئيس‎جمهور کشور ميزبان کنند. زيرا در اين صورت تقدم و تأخر سفرا رعايت مي‎شود. البته تا‎کنون نشنيده‎ام که چند سفير به اتفاق به حضور رئيس‎جمهور برسند.ممکن است در طول يک روز، چند سفير استوارنامه خود را بدهند اما به‎صورت دسته جمعي اتفاق نمي‎افتد.

در بحث نزاکت که شما اشاره کرديد، يکي از موارد مورد توجه، پرچم است. به‎نظر مي‎رسد در کشور ما پرچم، که منقش به نام جلاله «الله» است، از جايگاهي که بايد و شايد، برخوردار نيست و بعضا برخي از مقامات در کنار پرچمي ايستاده‎اند که ويژگي‎‎هاي يک پرچم کامل جمهوري اسلامي ايران را ندارد. در اين‎باره توضيحاتي بفرمائيد.

در تشريفات نماد‎هايي وجود دارد، از جمله پرچم و عکس مقامات عالي کشور. پرچم نماد يک کشور است. ما کشور‎ها را با پرچم‎هايشان مي‎شناسيم. حرمت پرچم به اندازه حرمت يک کشور است. شما ديده‎ايد که در ماه‎‎هاي گذشته، در نقاط مختلف شهر تهران، پرچم‎‎هاي بزرگ برافراشته شده است. در برخي ايام، مانند ماه محرم و صفر، اين پرچم‎ها جمع مي‎شود و پرچم سياه برافراشته مي‎شود. اين حرکت صحيح نيست. در هيچ شرايطي نبايد پرچم کشور ما که منقش به «الله اکبر» است، نيمه افراشته شود بلکه پرچم سياه بايد در کنار پرچم کشور برافراشته شود. پرچم ايران را نبايد به ديوار زد يا در زير سکو‎ها نصب کرد.

تاکيد شما بر حفظ احترام پرچم به‎خاطر کلمه «الله» است يا اينکه خود پرچم في نفسه محترم است؟

خير، خود پرچم احترام دارد. پرچم مقدس است چون نماد يک کشور، دولت و يک ملت است. پرچم ما احترام ويژه‎اي دارد و آن هم به‎خاطر کلمه جلاله «الله» در وسط پرچم و دو طرف آن است.

اين را قبول داريد که ما با پرچم کشورمان صحيح برخورد نمي‎کنيم؟

بايد توجه داشته باشيم که اين مردم نيستند که با پرچم به شکل ناصحيحي برخورد مي‎کنند، بلکه اشتباه از برخي مقامات است. من عکس‎‎هاي زيادي دارم که در آن‎ها پرچم در دست يا سمت چپ مقامات کشور ما قرار دارد، درحالي‎که پرچم بايد در دست يا سمت راست مقامات باشد. اگر يکي از مقامات کشور‎هاي ديگر، با رده پايين‎تر از رئيس‎جمهور به ديدار رئيس‎جمهور ما مي‎آيد، بايد فقط پرچم کشور ما، آن هم در سمت راست، در محل ملاقات قرار داشته باشد. پرچم خيلي احترام دارد و درهمه دنيا، وقتي پرچم را پايين مي‎آورند، مي‎بوسند. پرچم يک سند مقدس است که جان‎ها و خون‎‎هاي زيادي در راه استقلال آن هديه شده است.

سرود ملي به‎عنوان يک نماد مهم چه جايگاهي در تشريفات ديپلماتيک دارد؟

سرود ملي هر کشوري وقتي نواخته مي‎شود، همه بايد به احترام آن سرود و آن کشور بايستند. نکته دوم اين است که سرود ملي را همه ملت‎ها مي‎خوانند. سومين نکته در مورد سرود ملي، اين است که در هنگام نواختن، به احترام اين سرود، نظاميان احترام نظامي مي‎گذارند و مقامات سياسي هم دست خود را روي قلب‌شان مي‎گذارند.

يکي از مسائلي که در کشور ما وجود دارد، توجه به نماد‎هاي اسلامي است. از جمله مي‎توان به قرائت قرآن کريم، قبل از سرود ملي اشاره کرد. جايگاه نماد‎هاي اسلامي در تشريفات ديپلماتيک چگونه است؟

شما به قرآن کريم اشاره کرديد. قرآن هم براي خود آدابي دارد. «لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ». براي قرائت قرآن حتما بايد وضو داشته باشيم. «فَاسْتَعِذْ بِاللهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ» حتما بايد قبل از شروع به قرائت، از شر شيطان به خدا پناه ببريم. نکته سوم در اين‎باره اين است که در هنگام قرائت قرآن بايد سکوت کنيم و به آيات قرآن گوش کنيم. در اين صورت حتي اگر معاني آن را هم متوجه نشويم، برکت قرآن به انسان خواهد رسيد. اينکه قرآن اول خوانده شود يا سرود ملي، قطعا بايد قرآن را اول قرائت کرد. اما اينکه چرا در مراسم‎هاي ما، ابتدا سرود ملي خوانده مي‎شود. پاسخ اين است که با نواخته شدن سرود ملي و ايستادن مردم به احترام آن و سپس نشستن آن‎ها، نظم و سکوتي در جمع حاکم مي‎شود که زمينه را براي قرائت قرآن فراهم مي‎کند. البته در برخي موارد ترجيح من اين است که مراسم‎ها با قرائت قرآن آغاز شود. چون کار ما براي خداست و بايد کلام الهي حاکم باشد. يکي از کار‎هايي که من در مراسم‎هايي که با قرائت قرآن آغاز مي‎شود، انجام مي‎دهم اين است که در پايان صحبت هايم، ادعيه قرآني را هم مي‎خوانم.

در مورد آداب اسلامي و اختلافاتي که بعضا در اين زمينه به‎وجود مي‎آيد هم توضيحاتي بفرمائيد.

وقتي نظام ما جمهوري اسلامي است و فقه آن فقه جعفري است، قطعا مسائل و ضوابط فقهي در روابط ما حاکم خواهد بود.

چرا اين ضوابط تنها در کشور ما حاکم است و در مورد ساير کشور‎هاي اسلامي اين‎گونه نيست؟ مثلا تصاويري هست که ملک عبدالله، پادشاه عربستان در حال نوشيدن مشروب است. اين تناقضات چگونه قابل توجيه است؟

البته من اين تصاوير را نديدم و براساس آيه شريفه «وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ» نمي‎توانم قضاوتي کنم. معتقديم براساس فرمايش پيامبر اکرم (صل‎الله‎عليه‎وآله‎وسلم) لمس نامحرم حرمت دارد. بعد از فتح مکه تعدادي از زنان ابوسفيان آمدند و گفتند مي‎خواهيم با رسول خدا (صل‎الله‎عليه‎وآله‎وسلم) بيعت کنيم. بر اساس دستور قرآن کريم، پيامبر فرمودند تشت آبي آوردند و دست خود را در آن گذاشتند و زن‎ها هم دست خود را در تشت گذاشتند و اين‎گونه بيعت صورت گرفت. حضرت امير (عليه‎السلام) هم به اين شکل با زنان بيعت مي‎کرد. البته من در نوع بيعت خلفاي قبل از حضرت علي (عليه‎السلام) اطلاعي ندارم. حضرت آقا هم که در دي‎ماه سال 1370 به بوشهر سفر کرده بودند، زنان بوشهري گفتند با ايشان مي‎خواهند بيعت کنند. آقا دستور دادند ملافه‎اي روي دست ايشان گذاشتند و زنان بوشهري از روي ملافه با ايشان بيعت کردند. لذا وقتي دستور پيامبر اکرم (صل‎الله‎عليه‎و‎آله‎و‎سلم) در موردي وجود دارد، براساس آيه شريفه قرآن که مي‎فرمايد «مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا» ما موظف به اطاعت هستيم. هيچ‎يک از مراجع نمي‎توانند در اين‎باره اظهار نظر مخالف کنند. به همين دليل حرمت لمس نامحرم براي ديپلمات‎ها و مقامات سياسي ما به‎عنوان نمايندگان يک کشور اسلامي، يک «اتيکت» و «نزاکت» به حساب مي‎آيد. اين هم با حسن سلوک تفاوت دارد. در مورد نزاکت، ضمانت اجرا وجود دارد و اگر کسي از آن تخطي کند، با مجازات روبه‎رو مي‎شود. مثلا اگر ديپلمات ايراني با يک زن خارجي دست مي‎داد، ماموريتش خاتمه پيدا مي‎کرد. جايي شنيدم که حضرت آقا فرمودند تا من هستم اجازه نخواهم داد ديپلمات‎‎هاي ما با زن‎‎هاي خارجي دست بدهند. اين يک حکم حکومتي است و همه بايد از آن تبعيت کنند.

يکي از مسائل مهم و مورد ابتلاي ديپلمات‎‎هاي ما، دست دادن با خانم‎هاست. عقايد و اصول اسلامي ما در اين مورد، که شما هم به آن اشاره کرديد، چگونه در عرصه بين‎المللي قابل توجيه است؟

در مسئله دست دادن، ابتدا دست دادن تقدم به حساب مي‎آيد. در وضعيت برابر، آن کسي که مقام بالاتري دارد يا ميزبان است، بايد ابتدا دستش را دراز کند و اول هم بايد دست خود را بکشد. باور مي‎کنيد که اين سنت رسول خدا (صل‎الله‎عليه‎وآله‎وسلم) است؟ اين سنت را ابتدا پيامبر اسلام ايجاد کرده و غربي‎ها آن را گرفتند و به‎عنوان يک عرف ديپلماتيک درآوردند. خب، در عرصه بين‎المللي، وقتي يک خانم ابتدا دست خود را دراز مي‎کند و شما دست نمي‎دهيد، برداشت بي‎احترامي از اين رفتار شما مي‎شود. قاعدتا با کسي که شما به او بي‎احترامي کرده ايد، نمي‎توانيد به نتيجه مطلوب برسيد. بهترين کار اين است که شما قبل از ملاقات، اين مسائل را به طرف مقابل اطلاع بدهيد. اوايل انقلاب، چون تجربه کافي نداشتيم، به طرف مقابل مي‎گفتيم ما با هم نامحرم هستيم که البته براي آن‎ها قابل فهم نبود. الان ما اين‎گونه به طرف مقابل تفهيم مي‎کنيم که در ايران عرف روابط به اين‎گونه است که مرد با مرد دست مي‎دهد و روبوسي مي‎کند و زن با زن هم به همين صورت است، اما مرد و زن با هم دست نمي‎دهند. همان‎طور که گفتم بهترين کار اين است که قبل از ملاقات، به طرف مقابل اطلاع دهيم که دست خود را دراز نکند. بنده در برخي از سخنراني‎‎هاي رياست‎جمهوري و يا وزير خارجه در مجمع عمومي سازمان ملل متحد، وظيفه‎ام اين بود که به خانم‎‎هاي خارجي اطلاع بدهم که دست خود را در مقابل رئيس‎جمهور يا وزير خارجه ما دراز نکنند. معمولا در جلساتي مانند مجمع عمومي سازمان ملل، بعد از سخنراني رئيس يک هيئت، مقامات و نمايندگان دولت‎‎هاي دوست براي ابراز تشکر در مسير حرکت او قرار مي‎گيرند و از او تشکر مي‎کنند. خب، اگر اطلاع نمي‎داديم، طرف مقابل اين برداشت را مي‎کرد که به او بي‎احترامي شده است.
البته بايد توجه داشت که دست دادن با نامحرم حرام است، صحبت کردن که مشکلي ندارد. ما گاهي اوقات به اين نکته توجه نمي‎کنيم و با خانم‎ها حتي صحبت هم نمي‎کنيم که نادرست است. قاعده نگاه کردن هم وجود دارد و براساس دستور قرآن کريم مبني بر «غضّ بصر»، نمي‎توان در چشم نامحرم به مدت طولاني نگاه کرد.
برخي از نوع رفتار خانم اشتون و آقاي کري بعد از امضاي توافق ژنو، اين‎گونه برداشت کردند که اين توافق و مفاد آن باعث خوشحالي بيش از حد مقامات غربي شده است. به‎نظر شما اين برداشت صحيح است؟
خير، اين‎گونه نيست. اساسا بايد ببينيم که آيا غربي‎ها در توافق ژنو دستاورد خاصي داشته‌اند؟ اين عرف ديپلماتيک است که مقامات، اگر زن و مرد باشند با يکديگر روبوسي مي‎کنند.
اين برداشت‎ها و اظهار نظر‎هاي نادرست متاسفانه همواره وجود داشته و ناشي از ورود غيرمتخصصين به مباحث مربوط به تشريفات ديپلماتيک است.
مونه‎‎هاي زيادي از اين مسئله وجود داشته است. مثلا در جريان سفر امير قطر به تهران، برخي از رسانه‎ها نوع لباس پوشيدن امير قطر سندلي را که ايشان پا کرده بودند نشانه رعايت نکردن تشريفات و آداب ديپلماتيک دانستند. اين در حالي است که در لباس عربي، پوشش پا فقط سندل است و با اين لباس کفش نمي‎پوشند. البته اگر کسي به اخلاقيات حاکم بر کشور ميزبان هم توجه کند، خيلي خوب است. مثلا سلطان‎قابوس در سفر اخيرش به تهران و در ديدار با آقاي دکتر روحاني، سندل جلوبسته پوشيده بود و اين هم به‎دليل آشنايي ايشان با خلقيات ايراني است. در واقع يکي از ابعاد مهم در رفتار ديپلماتيک توجه به اخلاقيات ملل است.
شما به لزوم توجه به اخلاقيات ملل اشاره کرديد. نمونه‎‎هايي هم در اين رابطه براي ما بيان مي‎فرمائيد؟
مثلا اگر شما با يک زن و شوهر افغاني روبه‎رو مي‎شويد و مي‎خواهيد تاريخ و محل تولد خانم را بپرسيد، نبايد از خود او بپرسيد بلکه بايد از شوهرش سوال کنيد. متاسفانه در کشور ما به اخلاقيات ملت‎ها توجه نمي‎شود. لذا بحث اخلاقيات ملل، بعد از حسن سلوک و نزاکت، سومين مسئله مهم در تشريفات است. وقتي کسي از مملکت خارج مي‎شود، بايد به اخلاقيات مردم کشور مقصد سفر، توجه جدي داشته باشد. مثلا اگر شما به اندونزي سفر مي‎کنيد و براي شما چاي مي‎آورند، تا ميزبان به شما تعارف نکرده، نبايد دست‌تان را به‎سمت فنجان چاي دراز کنيد. در وارد شدن به محل اجلاس و مهماني و عبور از در هم، عرف‎‎هايي وجود دارد که بايد به آن توجه شود.
قبول داريد که اگر مقامي از کشور ما بعد از مقامات کشور ديگر وارد شود، مي‎گويند ‎شأن او حفظ نشده است؟
مقام ما بايد به‎گونه‎اي وارد شود که سمت راستش ميهمان باشد. اين سنت اسلامي ماست. ما از طريق رعايت اين سنن حسنه اسلامي، مي‎توانيم دين‎مان را تبليغ کنيم. استواري اسلام در استواري اخلاق است و پيامبر ما، براي اتمام مکارم اخلاق مبعوث شده.
با توجه به گسترش انديشه‎‎هاي افراطي فمينيسم در غرب، اين‎گونه گفته مي‎شود که زن‎ها نبايد در مقابل مردان بلند شوند يا اينکه زن‎ها بايد ابتدا از جلسه خارج شوند. وضعيت زن‎ها در تشريفات چگونه است و اين انديشه‎‎هاي افراطي چه جايگاهي در تشريفات ديپلماتيک دارد؟
در صحنه سياست بين‎الملل، من فمينيسم نديده‎ام. طرفداران اين نظريه، افراط زيادي دارند و در ميان زنان هم قائل به اعتدال نيستند. مثلا اصطلاحات رايجي مانند chairman را به chairperson تغيير مي‎دهند. اين تفکرات در ميان ديپلمات‎ها جايگاهي ندارد و تنها موضوعي که مطرح است، مسئله تقدم است. در مراسم‎ها و اجلاس‎‎هاي بين‎المللي تقدم با پادشاهان و روساي جمهور است.
مسئله سرو مشروبات الکلي در اجلاس‎‎هاي بين‎المللي و عدم حضور مقامات ايراني در اين اجلاس‎ها هم يکي از ابعاد مهم تشريفات ديپلماتيک است.
در مورد مشروبات الکلي، ما حديث نبوي داريم مبني بر اينکه مسلمان نبايد در مجلسي که مشروبات الکلي وجود دارد، حضور داشته باشد. به همين دليل روساي جمهور ما در ميهماني‎‎هايي که دبيرکل سازمان ملل هرساله در سپتامبر و در موسم برگزاري اجلاس مجمع عمومي، به افتخار روساي کشور‎ها مي‎دهد، حاضر نمي‎شوند. ما در اين‎باره نمي‎توانيم هيچ تخلفي کنيم زيرا دستور پيامبر اکرم (صل‎الله‎عليه‎وآله‎وسلم) است و طبق آيه‎اي که اشاره کردم، موظف به اطاعت هستيم. ما نمي‎توانيم به‎خاطر برخي از منافع، اصول دين‎مان را ناديده بگيريم.
برگرديم به سوال اصلي خودمان. آيا زن در مقابل مرد بلند مي‎شود يا نه؟
اين يک مسئله فرهنگي است. در دنياي غرب، يک انديشه فردگرايي (Individualism) وجود دارد که مثلا افراد طبق اين انديشه دستاورد‎هاي خود را ناشي از شخص خودشان مي‎دانند. مثلا اگر مستندي توسط شبکه بي‎بي‎سي ساخته شود، در پايان نام چند نفر آورده مي‎شود. اما در ايران وقتي يک فيلم کوتاه ساخته مي‎شود، در انتها از سازمان‎ها، انجمن‎ها و نهاد‎هاي مختلفي که در توليد آن نقش داشته‎اند، تشکر مي‎شود. اين دو فرهنگ متفاوت است. فرهنگ ما جامعه‎نگر است و فرهنگ غرب، فردنگر. يک قهرمان ورزشي ايراني وقتي پيروز مي‎شود، با پرچم ايران دور افتخار مي‎زند اما يک قهرمان آمريکايي اين کار را نمي‎کند. لذا وقتي اين مزيت به افراد داده مي‎شود، به‎سادگي قابل پس گرفتن نيست. غربي‎ها مي‎گويند مرد وقتي وارد اتاق مي‎شود، زن جلوي پاي مرد بلند نمي‎شود. من عکسي را ديدم که اوباما وارد شده و با يک زن جوان دست داده، اما آن زن بلند نشده است. البته خود آمريکايي‎ها هم با اين مسئله مشکل دارند اما خانم‎ها حاضر نيستند اين مزيت را از دست بدهند.
رئيس‎جمهور فرانسه، آقاي اولاند اخيرا در جريان يک اجلاس بين‎المللي در فرانسه، با خانم کلينتون دست داد اما خانم کلينتون از جايش بلند نشد. رسانه‎‎هاي ما اين‎گونه نوشتند که اولاند در کشور خودش تحقير شده است اما واقعا اين‎گونه نبود. در کشور فرانسه هم چنين برداشتي صورت نگرفت.
رئيس هيئت پارلماني اروپا پس از بازگشت از ايران، گفته بود که در ايران مجبور شده روسري سر کند و به منظور مخالفت، پيش پاي برخي از مقامات ما بلند نشده است.
اين حرف، حرف غيرمتعارفي است. حجاب داشتن زنان سنت ايراني‎هاست. اما اينکه قبول کنيم اين خانم به‎خاطر مخالفت با روسري، در ديدار با آقاي هاشمي، اين اقدام را انجام داده، به‎نظرم اين‎گونه نبوده است. البته مسئولين تشريفات بايد پيش از ورود آقاي هاشمي، يا به اين خانم مي‎گفتند حتما بايد بلند شود يا اين‎ها را ايستاده نگه مي‎داشتند تا ايشان وارد شود يا اينکه آقاي هاشمي را با اعضاي هيئت با هم وارد اتاق مي‎کردند. اين وظيفه اعضاي تيم تشريفات است. تشريفات حافظ عزت و حميت يک هيئت است. به‎طور قطع، سفارت کشورمان شرط رعايت حجاب اسلامي را براي نامبرده و همراهان، به‎صورت آشکار، علني و بدون قيد و شرط، براي ورود به ايران اعلام و نامبردگان آن را به ‎صورت يک تعهد داوطلبانه قبول کرده‎اند. رعايت پوشش اسلامي زنان محترم عضو هيئت اروپايي هنگام ورود به خاک جمهوري اسلامي ايران، خود مبين قبول علني و آشکار اين قرارداد است. با توجه به اينکه اين بانوان محترم هيچ‎گونه اجباري براي سفر به ايران نداشته و داوطلبانه شرط حجاب را پذيرفته‎اند، بيان اين مطلب ـ‌‌‌‌ بعد از بازگشت‌شان به وطن‌ـ که عدم احترام به يک مقام ديني عالي‎رتبه جمهوري اسلامي ايران به‌خاطر انتقام‌گيري از شرط حجاب بوده، يک نقض قراردادي است. نامبرده ممکن است ادعا کند که به کليسا و مقامات ديني اعتقاد ندارد و تقدم آنان را نمي‎پذيرد؛ حتي در اين صورت هم، بايد در مقابل نقض اين شرط قراردادي پاسخگو باشد.
هيچ کشور حاکمي در دنيا موظف به قبول هيئتي که سوء ‎نيت و قصد انتقام دارد، نيست؛ به‌ويژه جمهوري اسلامي ايران که سياست آشکار و اعلام‌شده ضد‎استکباري دارد. در اين صورت هم عمل آنان در عدم نمايش احترام به يک مقام عالي‎رتبه جمهوري اسلامي ايران، به‌مثابه کينه و نمايش سوء نيت، محل اعتراض است زيرا با کتمان نيت واقعي خود، حسن نيت جمهوري اسلامي ايران و روح ژنو 2 را نقض نموده‎اند.
رفتار آقاي هاشي در مقابل اين برخورد بايد چگونه مي‎بود؟
رعايت حرمت آداب و ترتيبات خانه و کشور ميزبان، يک اصل پايدار و غيرقابل انکار در مراودات ميان دولت‎ها، خانواده‎‎ها و افراد است. براساس اين قاعده، هر هيئتي که به هر عنوان و مناسبتي به کشور ايران سفر مي‎کند، بدون اما و اگر بايد ترتيبات مرسوم جمهوري اسلامي ايران را رعايت کند.
در تشريفات مرسوم و معمول در اروپا، با وجود همه باور‎هاي رايج و از جمله نظريه جدايي دين از سياست در فرضيه‎‎هاي سياسي غرب، هنوز هم مقامات اداري و اجرايي ـ‌ حداقل در ظاهر ـ تقدم روحانيون را رعايت مي‎کنند. مثلا هنگام ورود يک مقام عالي‎رتبه کليسايي، حتي مقامات عالي‎رتبه دولتي احترامات لازمه را به‎جاي مي‎آورند و مراتب آنان را رعايت مي‎کنند.
حضرت آيت‎الله هاشمي مي‎توانستند در مقام اعتراض به رفتار غيرمتعارف جلسه را ترک نمايند. اما واکنش خوب ايشان در مقابل عمل غيرمعمول وي، غمض عيني مبتني بر رأفت اسلامي و حسن رفتار مطابق با مکارم اخلاق رهبران جمهوري اسلامي ايران و مطابق با دستورات قرآني است که مسلمانان را به نمايش عمل خوب در مقابل عمل بد و عمل بهتر در مقابل عمل خوب فرمان مي‎دهد.
بنابراين براساس موارد فوق و علي‎رغم نمايش رفتار بزرگوارانه حضرت آيت‎الله هاشمي، هنوز جاي بيان رسمي چند اعتراض به رفتار برقرار است.
ما در رفتار حضرت امام خميني (ره) نمونه‎‎هاي زيادي را مي‎بينيم که ايشان با صلابت با اين مسائل برخورد مي‎کردند.
در مورد آن خبرنگار زن معروف، بايد اشاره کنم که او قبلا گفته بود با اين قصد و هدف به ملاقات امام مي‎رود و حضرت امام (ره) از اين نيت باخبر بودند. شخصيت امام خميني بسيار متفاوت بود. بايد توجه داشته باشيم موردي که در ديدار با آقاي هاشمي اتفاق افتاد، يک مسئله فرهنگي است و اين فرهنگ هم متعلق به اروپاي غربي و آمريکاي شمالي است.
بعد از ديدار هيئت اروپايي با آقاي هاشمي، رئيس اين هيئت در ديدار با آقاي دکتر ظريف هم همين رفتار را نشان داد. در ديدار با وزير امور خارجه چرا مجددا شاهد اين اتفاق بوديم؟ قصور از کدام بخش بود؟
وقتي من در نمايندگي ايران در سازمان ملل، مسئول تشريفات بودم، قاعدتا مسئوليت همه مسائل مرتبط با امر تشريفات متوجه من بود. در آن زمان، نخست‎وزير هند آقاي دکتر خرازي را به ضيافت ناهار دعوت کردند. من قبل از آغاز ميهماني، به سالن رفتم و محل نشستن آقاي دکتر خرازي را بررسي کردم. ديدم که يک طرف صندلي ايشان جاي يک خانم است و در طرف ديگر صندلي ايشان جاي وزير خارجه کشوري که ما با آن‎ها در آن زمان رابطه نداشتيم. به مسئول تشريفات نمايندگي هند گفتم که محل نشستن دکتر خرازي را تغيير بدهيد. چون نمي‎دانستم آن خانم با چه لباسي در ميهماني حضور پيدا خواهد کرد. اين وظيفه من بود که اين کار را انجام دهم. وقتي هم که سفير ما را براي ميهماني دعوت مي‎کردند، من قبل از ميهماني تماس مي‎گرفتم و نوع غذا را سوال مي‎کردم تا مطمئن شوم که چه نوع غذايي ( از لحاظ حلال بودن) قرار است سرو شود. حتي درباره جزئيات غذا هم قبل از ميهماني پرس و جو مي‎کردم، چون در برخي موارد، جزئيات هم دردسر‎ساز مي‎شود. در ملاقات‎ها هم من هميشه جلوتر از رئيس هيئت مي‎رفتم تا مطمئن شوم آيا ميزبان حضور دارد که از ما استقبال کند يا خير. به‎نظر من اين مشکلات ناشي از اشتباه و کم‎کاري مسئولين تشريفات مقامات است که وظيفه خود را به‎درستي انجام نمي‎دهند.
رهبر معظم انقلاب در ديدار‎هاي خارجي، تاکيد زيادي بر رعايت آداب و تشريفات دارند. از اين نمونه‎ها براي ما بفرمائيد.
بله، مقام معظم رهبري دقت نظر زيادي در اين زمينه دارند. ايشان براي همه و از جمله خود من در زمينه رعايت اصول و آداب الگو هستند. مثلا ايشان در سخنراني‌هايشان هميشه نکات مورد نظر خود را يادداشت مي‎کنند و به‎همراه دارند به اين دليل که نکته‎اي از قلم نيفتد. در ديدار‎هاي ايشان با مقامات خارجي، دو نکته خيلي به چشم مي‎خورد: يکي عزت و اقتدار و ديگري تواضع است که هر دو را در حد اعلي دارند. ايشان ضمن اينکه مقامات را به‎خوبي تحويل مي‎گيرند، اقتدار خاصي در کلام دارند.
در سفر حضرت آقا به زيمبابوه، مسئول تشريفات قبل از ميهماني که موگابه ترتيب داده بود، نرفته بود تا وضعيت را چک کند. وقتي حضرت آقا وارد ميهماني شدند، مشاهده کردند که ليوان‎‎هاي مشروب روي ميز است و يک خواننده هم دارد يک آهنگ غربي مي‎خواند. حضرت آقا از سالن خارج شدند. خب، اينجا اين نکات دقيق را بايد مسئول تشريفات هماهنگ کند.
در جريان ديدار سفير سوئد با آقاي احمدي‎نژاد هم حاشيه‎‎هايي درباره نوع نشستن سفير در مقابل رئيس‎جمهور ما به‎وجود آمد. در مورد آن ديدار هم بفرمائيد.
بايد توجه کنيم که اروپايي‎ها هنگامي که مي‎نشينند، پا روي پا مي‎گذارند. اما مشکلي که در مورد آن ديدار وجود دارد اين بود که سفير در آن ديدار خيلي راحت نشسته بود؛ به‎گونه‎اي که پايش از صندلي بيرون زده بود.
يکي از مقامات ما در ديدار با يک مقام اروپايي مي‎خواست روبوسي کند که صحنه‎‎هاي جالبي اتفاق افتاد. در اين‎باره هم بفرمائيد.
مسئله جديدي که در تشريفات وجود دارد، مسئله حريم است. در اين رابطه کشور‎هاي دنيا به دو دسته تقسيم مي‎شوند: يک دسته حريم‎گريز و يک دسته حريم‎پذير. کشور‎هاي اروپايي و غربي، حريم‎گريز هستند. يعني شما نبايد از نيم‎متري مقامات اروپايي جلوتر برويد يا مثلا دست روي شانه آن‎ها بگذاريد، روبوسي کنيد يا به آن‎ها بچسبيد. کشور‎هاي آسيايي، عربي و آمريکاي لاتين حريم‎پذير هستند. هدف ما اين نيست که از کسي انتقاد کنيم، بلکه هدف اين است که با بيان اين نکات، عزت مقامات جمهوري اسلامي بيش از پيش حفظ شود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *